تبليغاتX
برای او - تنها

برای او
اشعار تنهایی بی او


تنها

چه تنها گريستم

تمام تنهايي خود را چه تنها گريستم

تمام ترديدها را

فاصله بين انصاف وترحم

چه ناتوان

با نفرت وتقلا پيموديم

مرا شكستند

بي رحمانه

به جرم سادگه به خاك ماليدند

روح من زخمي خاطرات است

من چه تنها.........

كسي دست مرا خواهد گرفت

من كه تمام تنهايي خود را تنها گريستم

نويسنده:HANAN

 

+ نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387 3:26 توسط خودم |