تبليغاتX
برای او - وقتی نباشی

برای او
اشعار تنهایی بی او


كوچه وقتي كه نباشي

رگ خشكيده ي شهره

ماه تو كوش خونه گفته

ديگه با پنجره قهره

سقف دل بستگي بي تو

واسه من سايه نداره

دلم از روزي كه رفتي

ديگه همسايه نداره

تو پي كدوم ستاره

پشت ابرا لونه كردي

رفتي و چيزي نگفتي

گريه رو بهونه كردي

من سوال ساده ي تو

تو جواب مشكل من

رد پاي رفتن تو

روي صحراي دل من

كوچه وقتي كه نباشي

رگ خشكيده ي شهره

ماه تو كوش خونه گفته

ديگه با پنجره قهره

سقف دل بستگي بي تو

واسه من سايه نداره

دلم از روزي كه رفتي

ديگه همسايه نداره

وقتي آسمون شبهام

زير سايه ي چشاته

وقتي حتي اين ترانه

رنگ غربت صداته

نميزارم اين جدايي

سر راه ما بشينه

نميزارم اين جدايي

رنگ فردا رو ببينه

كوچه وقتي كه نباشي

رگ خشكيده ي شهره

ماه تو كوش خونه گفته

ديگه با پنجره قهره

سقف دل بستگي بي تو

واسه من سايه نداره

دلم از روزي كه رفتي

ديگه همسايه نداره

شبو با فانوس اشكت

ميبرم به روشنايي

با تو ميرسم دوباره

به طلوع آشنايي

ميدونم هر جا كه باشي

دل تو همه همينجاست

واسه ي من و تو اينجا

اول و آخر دنياست

اول و آخر دنياست...............

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387 17:30 توسط خودم |